خار در دل

چون كسي را خار در پايش جهد
پاي خود را بر سر زانو نهد

وز سر سوزن همي جويد سرش
ور نيابد، مي‌كند با لب ترش

خار در پا شد چنين دشوار ياب
خار در دل چون بود واده جواب

از حافظ

صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
بنياد مکر با فلک حقه باز کرد

بازی چرخ بشکندش بيضه در کلاه
زيرا که عرض شعبده با اهل راز کرد